اي خوش اود مست، کي بيلمز غمي-عالَم نه ايميش،
نه چکر عالم اوچون غم، نه بيلر غم نه ايميش
بير پري سيلسيلهيي-عشقينه دوشدوم ناگه،
شيمدي بيلديم سببي-خيلقت-آدم نه ايميش.
واعظ اوصافي-جهنم قلير، اي اهل ورع!
وار اونون مجلسينه، بيل کي جهنم نه ايميش!
اوخو کؤکسومده ئوتوپ، قالميش ايميش پئيکاني،
آه بيليديم سببي-آهي-دمادم نه ايميش!
اي فضـولـي! مـزهيي-ساقي و صهبــا بيلـديـن،
توبه قيل تا بيلهسن، زَرق و ريا هم نه ايميش!
معني فارسي:
- خوش به حال مست، که نميداند غم دنيا چيست.
- نه براي دنيا غمگين ميشود و نه ميداند که غم چيست.
- ناگهان به عشق يک پري گرفتار شدم،
- اکنون متوجه شدم که علت خلقت آدم چيست.
- اي اهل ورع، واعظ اوصاف جهنم را بازگو ميکند،
- در مجلس او حاضر شو تا بداني که جهنم چيست.
- تيرش از قلبم رد شده و پيکانش مانده بود.
- آه! فهميدم که علت آه پياپي چيست.
- اي فضولي مزه ساقي و صهبا را دانستي،
- توبه کن تا بداني که زرق و ريا چيست.